اولین تجربه ماهیگیری در آبهای خروشان رودخانه فشم

فصل بهار با همه خوبی هاش تموم شد و فصل تابستون با گرمای 40 درجه ای از راه رسید. اما خوب تابستون هم قشنگی های خاص خودش رو داره !

توی یکی از این جمعه های گرم تابستون مامان و بابا تصمیم می گیرن برای فرار از گرمای هوای تهران بریم  سمت فشم تا واسه خودمون استراحت کنیم و از طبیعت زیبا لذت ببریم.

ساعت حدود 11صبح بود که ما حرکت کردیم به سمت اوشان فشم و بعد از حدود 2 ساعتی تحمل ترافیک ظهر جمعه و عبور از کلی راه های صعب العبور بابایی یه جایی رو انتخاب کرد تا هم نزدیک آب باشه که من بتونم بازی کنم هم اینکه توی اون گرمای ظهر زیر سایه خنک درختان اونجا خودشون بساط جوجه ای به راه بیاندازند و خلاصه ...

و اما من با دیدن آب خروشان این رودخانه تصمیم گرفتم یه چندتایی ماهی قزل آلای چاق و چله صید کنم و اینجوری بود که بابایی با یه تیکه چوب و طناب برای من قلاب ماهیگری درست کرد و من دست به کار شدم تا اولین ماهیگیری زندگیم رو تجربه کنم.

تجربه این ماهیگیری در آبهای خروشان رو مامان به تصویر کشید و من برای اینکه شما هم بهتر بتونید درک کنید من اون جمعه گرم تابستون چه تلاشی برای صید قزل آلا کردم چند تایی از عکسا رو اینجا گذاشتم

خوب اولین کار برای رفتن توی آب این بود که مراقب باشم لباسم خیس نشه ...

 

 

بعد از اینکه یه جای مناسب رو برای نشستن انتخاب کردم قلابم رو به آب انداختم و منتظر موندم تا یه قزل چاق و چله بیاد ...

 

 

خودمونیم انتظار برای صید ماهی هم یه لذتی داره  تا اینکه بالاخره یه چیزی به دام قلابم افتاد و من سعی میکردم با همه قدرتم اونو از آب بکشیم بیرون ...

 

 

 

وای خدای من فکر کنم واقعا یه ماهی چاق و چله بود ... اما نه اون فقط یه لنگه صندل قرمز رنگ بود که بابایی بسته بود به طناب من

 

 

 

درسته که در اولین تجربه ماهیگیری من نتونستم قزل آلای چاق و چله رو صید کنم اما خوب بعدش بابایی برامون شیربلال کبابی درست کرد و من توی اون آبهای خروشان مشغول خوردن یه بلال داغ و خوشمزه شدم...

 

 

پی نوشت : ببخشید اگه کیفیت عکسامون خوب نبود، با این چند کیلو  سرانه اینترنت   هلال یا شاید هم حلال  هر ایرانی گفتم اگه عکسام با کیفیت تر باشه ممکنه زمان لود شدن اونا طول بکشه و شما نتونید عکس ها رو ببینید. هر چی باشه عکس با کیفیت پایین بهتر از اینه که عکس نداشته باشم

/ 6 نظر / 29 بازدید
خاله بنفشه

تو عزیز دلمی .چقدر عکسهات قشنگ شد.

مامان اراز

ارتین خاله امیدوارم دفعه دیگه یه ماهی قزل الا خوشمزه بگیری تا بابا دیگه با ه صندل اذیتت نکنه بلال هم نوش جونت خوشمزه بود؟

مامان اراز

یادم رفت بگم دست مامان و بابایی درد نکنه که هر هفته میبرنت توی طبیعت زیبای ایران همیشه خوش باشی

مامان مریم

عاشقتم .............[قلب][قلب]

عمه فرزانه

جیگیلی عمه چقد بلالت بزرگه تونستی همشو بخوری یا بابایی کمکت کرد؟!!!!![نیشخند][گل]

مامان تیستو

سلاممممممممم بر همکلاسی قدیمی ...خوبی ارتین جیگیلی؟ خاله مهسا و خاله مریم چطورن؟ دلمون برای همه تون تنگ شده.