داستان من و اولین روباتی که ساختم

این یک داستان واقعی است. همه چیز از وقتی شروع شد که خاله بنفشه برای برگزاری دوره روباتیک ویژه بچه های مهد کودک ما شروع به برنامه ریزی کرد یعنی حدود بهمن ما سال گذشته ...

خلاصه بعد از کلی آمد و رفت و جلسه  و بررسی و البته حساسیت ویژه که بعضی از پدر و مادرها داشتند و اومدن و رفتن یکی دوتا موسسه مرتبط با برگزاری این دوره ها، اوایل خرداد ماه خاله مهربون روباتیک برای برگزاری این دوره توی مهدکودک ما انتخاب شد.

البته تا اینجا ماجرا رو من زیاد درگیر نبودم و بهتره بگم اصلا چیزی نمی دونستم به جز اینکه چند وقتی توی خونه و مهد صحبت از کلاس روباتیک بود و خلاصه همه در راستای سنجش میزان علاقه من به این حوزه از دانش قرن بیست و یکمی  از هیچ تلاشی فروگذاری نمی کردن و منم از خدا خواسته به بهونه ابزار علاقه به این موضوع از هر فرصتی برای به دست آوردن اون چیزایی که لازم داشتم نهایت بهره  رو بردم . خلاصه اینکه الان که بابایی داره براتون این تاپیک رو براتون می نویسه من ترم اول دوره روباتیکم رو با موفقیت سپری کردم و نتیجه اون شد ساخت این روبات موش کوچولو و دوست داشتنی به عنوان اولین تجربه من

 

 

 شاید فکر کنید که این کجاش شبیه یه موش کوچولوی مهربونه، خوب البته اشکالی نداره که اینجوری فکر کنید چون اگه شما هم مثل من کلاس روباتیک می رفتید می تونستید خودتون این موش کوجولو رو بسازید.

موش من قسمت های مختلفی داره مثل چرخ دنده، شاسی، پیچ و مهره و واشر، چهار تا چرخ که اونا رو به محورهای زیر متصل کردم، یه سنسور که به جای گوش موشم عمل می کنه و وقتی مثلا من دست بزنم یه هر صدایی بشنوه حرکت می کنه، تازه این گوش سیم هم داره که باید سیم قرمز رو به قرمز وصل کنیم و سیم مشکی به سیم مشکلی بعد هم دو تا باطری داره با یه دکمه که با اون روباتم رو روشن می کنم

 

 

 من از اینکه تونستم خودم اولین روباتم رو بسازم خیلی خوشحالم. تازه شم توی این دوره با مفاهیم پایه علم روباتیک آشنا شدم و با کمک دوستام هم کار گروهی و کار با ابزارهایی مثل آچار و پیچ گوشتی رو یاد گرفتیم و هم اینکه هر کدوم از ما تونستیم روبات خودمون رو بسازیم. البته فکر نکنید همه چیز اینجا تموم می شه ، نه خاله روباتیک مون گفته قراره توی ترم های بعدی روبات های دیگه ای رو هم بسازیم مثل روبات عنکبوت هشت پا و یا روبات مریخ نورد فضایی

اینم چند تا عکس دیگه از من و موشی که خودم ساختمش

 

 

 

 

 

منتظر ساخت بقیه روبات ها و اختراعات من باشید، فعلا سرم شلوغه و وقت ندارم زیاد بیام آخه می دونید که پروژه ساخت روبات دارم،

 

پی نوشت : فکر کنم باید از خاله بنفشه مهربون واسه اینکه این همه فرصت خوب برای آموزش و پیشرفت ما بچه های مهد کودک فراهم می کنه تشکر کنم !

/ 2 نظر / 15 بازدید
خاله بنفشه

پسر گلم می دونم که این نوشته ها رو مامان و بابات نوشتند اما امیدوارم که بزرگ شدی همین حس رو داشته باشی با این نوشته ها و عکسهای قشنگت انرژی دوباره ای گرفتم دوست دارم عزیزم

عمه فرزانه

سلام مخترع عمه عمه اون لپای کوچولوتو گاز بگیره الهی فدای اون انگشتای کوچولوت بشم که از هر کدوم 100تا هنر میریزه ایشالا یه روز بزرگترین مخترع دنیا بشییییییییییییییییییییییییییی[ماچ]