همه دوستان وفادار وبلاگ من

سلام دوستای خوب و وفادار من

راستش خیلی وقت بود تصمیم داشتم وبلاگم رو به روز کنم اما نمی دونستم از کجا باید بگم، از تنبلی و بدقولی های بابایی، از دوستای جدیدم توی مهد کودک، از اجلاس سران و تعطیلی های شهرمون، از اثاث کشی و رفتن به خونه جدید و یا از اینکه بالاخره 23 اردیبهشت هم رسید و من  یکسال نیمه شدم  و باید برم واکسن بزنم ...

اولین بار 29 مهرماه سال 1387 بود که با مطلبی با عنوان در یکی از روزهای واپسین پاییز من می آیم  به جمع شما آدم زمینی های اومدم و توی این مدت با ارسال 19 یادداشت جمعا 256 نظر از شما دوستای خوبم دریافت کردم. سلیقه های  شما متفاوت بود.  و من به خاطر احترام به این تنوع سلایق بعض وقتها یادداشت های احساسی و بعضی وقتها خیلی جدی و بودن روح  می نوشتم ولی اون چیزی که توی این مدت همیشه از داشتنش احساس خوشحالی می کردم، همراهی شما دوستای خوب و وفادار به وبلاگم با همه نواقص و بی نظمی اون بود

اولین نظر رو توی وبلاگ من خاله هدی به نام خودش ثبت کرد و حالا  این روزا دیگه خودش هم منتظر رسیدن یه فرشته کوچولو و مهربونه و من از صمیم قلب برای سلامتی خودش و نی نی گلش دعا می کنم.

همراه های وفادار و همیشگی وبلاگ من خاله مارال مامان پارسا ،عمه فرزانه، خاله راحله، خاله هدی  و خاله مرضیه بودن که برای هر 19 یادداشت من نظر گذاشتن و منو خوشحال کردن

توی این وبلاگ تا حالا جمعا 43 نفر دوست جدید پیدا کردم و از طریق دنیاب مجازی وب با هم دیگه ارتباط داریم که اگه بخوام اسامی همشون رو بگم خودش می شه موضوع یه یادداست جدید ولی از همین جا از همه شما تشکر می کنم و برای اینکه رعایت عدالت بشه از کسی اسم نمی برم  چون بیشتر اونا به من لطف دارن و مطالبم رو می خونن و برام یاداشت گذاشتن از یک دونه تا ...

قبل از اینکه پنج تا یادداشت پر مخاطب که بیشترین نظرات رو هم به خودشون اختصاص دادن معرفی کنم اینو بگم که اگه می بینید دیگه بابایی عکس جدید از نمی ذاره یا اینکه همه اون عکس های قبلی باز نمی شه، نذارید به حساب بی برنامگی و بدقولی های من، هیچ مشکل فنی هم در کار نیست، صرفا اون آقایونی که متولی فیلترینگ محتوی اینترنت هستن دسترسی ما از داخل کشور رو به یکسری سایت هایی که کار میزبانی عکس انجام می دن محدود کردن ( یه وقت فکر نکنید عکس های من از لحاظ محتوایی مشکلی داشته، نه ...  ) و خوب منم اوایل خودم از فیلتر شکن برای ارسال عکس استفاده می کردم ولی قطعا خیلی از شماها دیگه نمی تونید اونا رو ببینید.

البته این مسئله یه راه حل ساده هم داره اونم اینه که یا عکس ها مو روی یه سرور مجاز داخلی میزبانی کنم یا اینکه برای خودم یه سایت درست کنم و همه چیزم رو خودم میزبانی کنم که این دومی محتمل ترین گزینه موجوده و بابایی داره در موردش یه فکرایی می کنه حالا کی این پروژه جدید عملیاتی بشه با خداست

اما تا اون موقع اگه می خواهید بدونید پر بینده ترین یادداشت های ارسالی من توی این مدت که مورد محبت شما دوستای وفادارم قرار گرفته چیه، یه نگاهی به این جدول بیاندازید و نظراتون رو بهم بگید ... منتظرم

ردیف

عنوان یادداشت

تاریخ درج

تعداد نظرات

1

من اومدم

23 آبان 1387

38

2

در یکی از روزهای واپسین پاییز من می آیم

29 مهر 1387

19

3

دو هفته زندگی با شما زمینی ها چه زود گذشت ...

8 آذر 1387

18

4

تولد یکسالگی من مبارک ! شما بهم تبریک نمی گید ؟

24 آبان 1388

18

5

نیمه مهر ماه و آغاز زندگی جدید من در دنیای رنگین

18 مهر 1388

17

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
مارال - مامان پارسا

سلام خاله جان من از دست این مامان و بابت می خواد داد بزنم که اینقدر دیر دیر آپ می کنن مامانت رو ببینم یه نیشگون ازش می گیرم دل منو پارسایی خیلی برات تنگ شده زودتر یه قرار بذار ببینمت عزیزم

مامان ایلیا

ارتین عزیزم کاش از کارات و حرفات و دوستات یکم بیشتر میگفتی ......... برای ما که دلمون تنگ میشه بیشتر از خودت بگو ....بوس از طرف من و ایلیا

مامان اراز

ارتین جون چقدر خوب که بلاخره وبلاگت رو اپدیت کردی یادت باشه به مامان مریم بگی ما یه عالمه عکس ازت میخوایم راستی ارازم 2 روزه به دنیای مهد پیوسته و هنوز براش سخته شاید تجربه تو و مامانی خیلی بهمون کمک کنه