تولد دو ماهگی منه! همه خوشحال باشید ...

سلام

امروز بیست سوم دیماه سال 1387  و ساعت حدود 4:30 صبح، یعنی اینکه  4 ساعت و 30 دقیقه است که من وارد سومین ماه زندگیم شدم. همه خوشحال باشید، راستی شما نمی خواهید دوماهگی منو تبریک بگید ...

می دونم که توی این مدت خیلی  از شما دوستای خوب و مهربونم هر روز اومدید و  به وبلاگ من یه سر زدید، آخه هم بابایی قول داده بود آلبم روز شمار تصاویر منو درست کنه هم اینکه ما دیگه بهم عادت کرده بودیم.

من امشب از بابایی قول گرفتم که به روز رسانی بعدی وبلاگم تا 2 سالگی من طول نکشه، آخه دفعه قبلی من فقط 2 هفته داشتم، الان دو ماه و خوب خودم هم نگران بودم که اگه با همین فرمول ادامه بدیم به روز رسانی بعدی وبلاگ من باید همزمان با 2 سالگی من انجام بشه، ولی خوب بابایی قول داده زود به زود بیاد، بابت این مدت هم از همتون عذر خواهی می کنه، آخه می دونید، نیست که من بچه اول هستم، مامان و بابا حسابی کلافه شدن و از صبح تا شب دوتایشون که با هم کار می کنن بازم نمی رسن کارای خودمو تموم کنه چه برسه به اینکه وقت بذارن و وبلاگمو به روز رسانی کنن، ولی بچه ها من بهشون گفتم این حرفا رو قبول ندارم و دیگه هیچ عذر و توجیهی رو نمی پذیرم، آخه من دلم برای شماها زود به زود تنگ می شه

راستی توی این مدت چه خبرا بود، خونه ما که حسابی شلوغ و مهمونی بازی بود، یکی می اومد یکی می رفت، همین جا جا داره از همه اونایی که واسه دیدن من اومدن و هدیه های خوشگل و قشنگ برام اوردن تشکر کنم،  از کسی اسم نبردم چون ترسیدم یکی از قلم بیافته اما از همه واقعا ممنونم و سپاسگذار .

 خلاصه من اینقدر توی این مدت دوستای جدید پیدا کردم که نگو، یه سری اتفاقات تلخ و شیرین هم افتاد که خوب حسابی وقت منو و مامان و بابا رو پر کرده بود، می خوام از عمه فرزانه و خاله زهرای گلم هم خیلی خیلی تشکر کنم، اولی واسه اینکه هر روز وبلاگم رو می خونه و منتظر اومدن من بوده و خاله عزیزم هم واسه اینکه توی این مدت حسابی مواظبم بود و خلاصه کلی تحویلم گرفت.

راستی من دلم برای خاله مرضیه  هم خیلی تنگ شده، آخه توی این مدت اونو کمتر از همه دیدم، ولی قول داده امتحانات ترمش که تموم شد زود بیاد تهران منو ببینه، شما هم براش دعا کنید درساشو با نمره خوب پاس کنه !

یه خبر دیگه ! این بابایی بالاخره  آلبوم روز شمار منو فعال کرده و داره عکساشو Upload  می کنه، اونا توی این مدت سعی کردن همه روزای  زندگی منو ثبت کنن و توی این آلبوم که  احتمالا به تفکیک هر ماه قرار باشه از هر روز زندگی من یه عکس گذاشتن، فقط قبلش بگم اگه عکسایی که بابایی انتخاب کرده زیاد خوشگل نبود، فکر نکیند ایراد از من بوده که بد عکسم ، نه ایراد از بابایی بوده که بد سلیقه است و نتونسته از بین اون همه عکس و خوشگل و ماه، برای هر روز من یه عکس خوب انتخاب کنه، هر چند به من نظر من مثل این می مونه که آدم بره توی یه باغ پر از گل و بخواد از بین یه عالمه گل یکی رو انتخاب کنه، قبول کنید کار سختی، نه که بخوام بگم منم گلم ، نه ولی خوب دست کمی هم از  گل ندارم! مگه نه ...

یه چیز دیگه هم هست که می خوام بگم، بابایی تصمیم گرفته یه صفحه ای درست کنه و بهترین پیامی رو که برای هر یک از تاپیک های من از طرف شما ارسال می شه، اونجا بذاره، البته من نمی دونم معیار انتخابش چیه، ولی فکر کنم انتخاب بهترین پیام برای هر تاپیک کار سختی باشه، می خوام شما بهم قول بدید که حرفای جدید و پیام های خوب برام بذارید.

راستی من امروز قرار برم واکسن های دوماهگیم رو بزنم، همه می گن خیلی درد داره، راستش رو بخواهید من پسر شجاعی هستم ولی یه کمی می ترسم، برام دعا کنید که زیاد دردم نگیره و زیاد گریه نکنم، آخه من همین جوریش هم شب تا صبح بیدارم و نمی ذارم کسی توی خونمون بخوابه، حالا اگه قرار باشه درد هم داشته باشم کلی جیغ و داد می کنم.

بازم تولد دو ماهگی خودم رو به خودم تبریک می گم، منتظر پیام ها و نظرات شما دوستای خوبم هم هستم.

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله سحر

تولد تولد تولت مبارک [گل][گل][هورا][هورا]

خاله سحر

من نوکرتم[قلب]

خاله سحر

الهی فدا شم. از عصر تا حالا 1000 بار این عکس جدیدت رو دیدم. خیلی بزرگ و ماه شدی! دلم برات بیشتر تنگیده که کمتر نتنگیده [گریه] [قلب][گل]

شهرزاد مامان بردیا

دو ماهگی آرتین کوچولو مبارک. آرتین کوچولو می بینی تو دنیای ما وقتی میخوان به یکی تبریک بگن بهش واکسن میزنن اما عیبی نداره خوبیش اینه که وقتی بزرگ میشی این دردها یادت رفته. از دیدن عکسهات هم که بسی لذت بردیم. میبوسمت

خاله زهرا

سلام جیگر خاله [ماچ] چطوری پسرخوشگلم تولدت 2 ماهگیت مبارک [هورا] از این که23 این ماه پشت نبودم خیلی ناراحتم[ناراحت] آخه خاله تو هم باید موقعیت منو بدونی دوران امتحانات و من زیاد نمی تونم بیام پیشت "آرتین" خوشگل من زود زود میام پیشت[گل] دوست دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمه[نیشخند]

خاله زهرا

[نیشخند] تو کپل منی[نیشخند][قلب] به همه ی دوستام گفتم چه خواهرزاده ی تپل و جیگری دارم[قلب][ماچ] دوست دارم کپل (بر گرفته از شهر موشا)[نیشخند]

ناهید صفرلو

سلام آرتین کوچولو تولد 2 ماهگیت مبارک. تا چشم به هم بزنی برای خودت مردی شدی خوشبحالت که کوچیکی . [گل]

ونوس

سلام آرتین جون تولد دوماهگیت مبارک عزیزم این مامانت هنوز خودش کوچولو ه برا واکسنات گریه می کنه ها ....... ولی تو دیگه مردی محکم باش برو جلو ...... اوخی برو درد داره ولی خوبه مثل آدامس نعناییه اولش تیزه ولی بعدش کیف میکنی..... منم هنوزباید ده روزدیگه فرزانوببرم حالا تو یکی جلویی خوب کوچول موچول بای خوشگلم

مریم

آرتین نازینم تولد دو ماهگیت مبارک عزیزم انشاالله تولد120 سالگیت عزیز دلم[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]

گودمام

سلام آرتین گلم /میدونم که دیگه الان واکسنت رو زدی و تموم شده/عزیزم زندگی همینه /گاهی اوقات یه حادثه تلخ برات #یش میاد یا مجبوری یه کاری رو بکنی که دوست نداری /اما بعد از انجام اون کار یا حادثه به خودت افتخار می کنی و میگی من انسانم /اشرف مخلوقاتم از #س مشکلات زندگی برمیام/اره عزیزم تو خیلی خیلی مقاومتر از این حرفایی دوستت دارم /تازه یه جیزی میگم به طاها کوچول نگی ها/اونم باید یه هفته دیگه بره