اولین مدال ورزشی من در رشته شنا

آخ که چقدر توی گرمای تابستون آب بازی به ما بچه ها انرژی و نشاط می ده به ویژه وقتی که می تونیم با دوستامون دور هم جمع بشیم و به قول آدم بزگترها تنی به آب بزنیم

امروز تصمیم گرفتم داستان اولین مدال ورزشی خودم رو اینجا بنویسم و برای  همیشه اونو ثبت کنم اما قبلش باید یه تشکر ویژه داشته باشم از خاله بنفشه عزیز که با وجود همه مسئولیتش و البته حواشی متفاوتی که پیش رو داره بازم عاشقانه تمام تلاشش رو می کنه  تا ما بچه های مهد کودک دنیای رنگین لحظاتی شاد و به یادموندنی رو داشته باشیم  

 داستان مدال من از اینجا شروع شد که امسال تابستون برای سومین سال متوالی کلاس های شنا و برنامه استخر مهد کودک ما برپا شد البته با یه تغییر کوچولو که به جای استخر قصر موج رفتیم استخر هتل تاوریژ  توی ملاصدرا و تحت نظر خانم اصغری از قهرمانان خوب شنا و نجات غریق کشور برنامه آموزشمون رو دنبال کردیم

البته چون اینجا قرار نیست از حواشی بگم و گلایه و گلایه گذاری کنم از بیان یک سری مسائل در مورد این استخر جدید صرف نظر می کنم و می رم سراغ قسمت های خوبش و چیزای مثبتی که رو می بینم و بیان می کنم که خوندنش خستگی رو از تن همه اونایی که برای شاد بودن ما بچه های مهد دنیای رنگین بیرون می کنه

پایان ماه اول آموزش به پیشنهاد خانم اصغری مدیریت محترم استخر یه دوره مسابقه شنا با حضور مامان های مهربون برگزار شد و ما با خوشحالی همه اون چیزهایی رو که طی  آموزش یاد گرفته بودیم توی این مسابقه به نمایش گذاشتیم و من و بقیه دوستام اولین مدال های ورزشی مون رو به دست آوردیم

البته تا یادم نرفته اینو بگم که ما بچه ها توی این مسابقه یاد گرفتیم مهم نیست که اول بشیم بلکه مهم اینه که خوب شنا کنیم و من چون خیلی خوب شنا کردم مدال گرفتم و این مدال رو خیلی هم دوست دارم



اینم چند تا عکس از من و دوستام و استخرمون و مدال قشنگم

دنبالم نگردید دومین نفر نشسته از سمت چپ منم

 

فکر کنم این عکس نیازی به توضیح نداره

 

ببینید چقدر حرفه ای سیب می کشم و شنا یاد گرفتم

 

خوشحالی بعد از کسب مدال

 

اینم یه عکس قشنگ دیگه

 

پی نوشت : خاله های مهربون که همیشه حتی توی عمق 6 متری استخر مراقب ما کوجولوها هستید ازتون ممنونم و خیلی دوستتون دارم

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
مامان مریم

[قلب] فقط خدا می تونه این خوشی و شادمانی رو به بنده ها هدیه کنه.

خاله بنفشه

آرتین جون جات تو استخر برای گرفتن مدال دوم خیلی خالی بود

عمه فرزانه

الهی عمه جیگرتو بخوره قهرمان شنای دنیا[نیشخند]قربونت بشم قربون صدات بشم که هرکار میکنم حاضر نیستس تلفنی جواب عمه بی وفات بدی.دلم هم واسه تو هم واسه ماما مریم و بابا علی هم تنگ شده کاش میشد پیش هم باشیم خیلی دوست دارم درسته دیر به دیر پیغام میدم اخه به اینترنت دسترسی ندارم اونقد دلم واست لک زده همیشه به یادتم.تازه کلی هم تو فامیلام واست کلاس گذاشتم که ارتین جونم تو مسابقات شنای تهران مدال اورده بهت افتخار میکنم.امروز تولدم بود هیچکی بهم جز عمو امیرت تبریک نگفت[چشمک]

عمه فرزانه

هاهاها باز رفتم تو فاملیلام پز دادام که ارتین جونم واسه تولدم اینترنتی بهم تبریک گفته هاهاها به سلامتی پیشرفت تکنولوزی بزن کف قشنگه رو اووووووووووووه اووووووووووووووه چینه چینه دامنت... تورو جون مادرت!!!!!!دست دست دستا شله حالا خانما رقص اقایون دست حالا برعکس!!!!1[نیشخند][دلقک]

مرجان

آرتین جون تبریک می گم. خیلی عکسات قشنگن. من بعد از مدتها خیلی اتفاقی به صفحت اومدم و خیلی هم پستی که گذاشته بودی رو دوست داشتم. موفق باشی همیشه