یک عصر به یادماندنی در پارک آب و آتش

فصل بهار و تابستون همیشه دوست داشتنی تره چون ما بچه ها فرصت پیدا می کنیم زمان های بیشتری رو با مامان و باباهامون بگذرونیم، توی یکی از بعد از ظهرهای قشنگ بهار من و مامان و بابایی رفتیم پارک آب و آتش ...

چون من فضای باز و مهیج این پارک رو خیلی دوست دارم معمولا ما توی فصل بهار و البته بیشتر تابستون هر وقت فرصتی پیدا کنیم یه سری به اینجا می زنیم. اما اینبار فرق داشت فاز دوم ای« پارک هم افتتاح شده بود و ما رفتیم با عبور از پل و بالای  اتوبان همت به رصد خانه رسیدیم و پشت اون یه دریاچه کوچولو با کلی فضای شاد و دوست داشتنی دیگه ... من حسابی دوچرخه سواری کردم و آتیش سوزوندم و بابا هم تا تونست ازم عکس گرفت و من تصمیم گرفتم چند تا از عکس های اون شب قشنگ و به یادموندنی رو با شما دوستای خوبم به اشتراک بذارم

 

 

 

 

 

این روزا اینترنت خیلی کند شده و بابایی هنوز  نتونسته عکس های بیشتری رو آپلود کنه، اون با خودش می گه انتخابات  هم که به خوبی و خوشی تموم شد اما انگار قرار نیست این اوضاع درست بشه ! نمی دونم تا کی باید صبر کنیم

/ 1 نظر / 20 بازدید
خاله بنفشه

می بینیم که آپلود کردن عکسها سخته ولی ما هر روز این کار رو تو مهد انجام میدیم . آرتین به بابات بگو انتخابات و بهانه نکنه یکخورده تلاشش رو بیشتر کنه [دست][چشمک]