نیمه مهر ماه و آغاز زندگی جدید من در دنیای رنگین

سلام دوستای خوبم

حالا فهمیدم چرا ماه مهر همیشه برای شما آدم زمینی های پر است از خاطرات تلخ و شیرین، خاطرات دوستای قدیمی و جدید، خاطرات روزهایی از پاییز که انگار نه تنها تغییر فصل رو می شه با اون حس کرد بلکه برای من امسال با تغییر مهمی در زندگیم همراه بود. داستانش طولانی،  توی یکی از آخرین روزهای تابستون مامان مریم و بابا علیرضا فهمیدن باید با توجه به شرایطشون برای من دنبال یه جای جدید برای زندگی باشن، همه کار و فکر و ذهنشون شده بود پیدا کردن یه مهد خوب !

من هنوز نمی دونم بین مهد و مهر رابطه است هست یا نه ، ولی مطمئنم تا آخر عمرم مهر قبل از هر چیزی من و مامان بابایی رو به یاد مهد خواهد انداخت. مهد دنیای رنگین جایی که من قرار  ساعت های زیادی از بقیه روزهای زندگیم رو در اونجا سپری کنم و چیزای جدید یاد بگیرم و تجارب متفاوتی داشته باشم ! جایی که قطعا نقش مهمی در شکل گیری آینده من خواهد داشت.

اونجوری که من توی این مهدت کوتاه فهمیدم این مرحله از زندگی ما بچه ها یعنی انتخاب یه مهد خوب ، یکی از مهمترین و البته سخت ترین تصمیماتی که پدر و مادرها باید بگیرن، همه چیز باید دقیق و برنامه ریزی شده باشه، از تنوع خدمات سرویس ها و مسائل آموزشی تا مشکل ترافیک روزهای شلوغ شهر و سرمای زمستون و برف و بارون و البته موضوع شیرین شهریه که این روزها برای مهد خوب این رقم میلیونی شده ! انگار پدر و مادرها خیلی این موضوع براشون اهمیت داره و حسابی خودشون رو درگیر می کنن از دوست و آشنا و همکار گرفته تا انواع منابع در دسترس از جمله مجلات، روزنامه ها و سایت های اینترنتی و ... خلاصه به قول شما ابر و خورشید و مه فلک همه در کارند تا این بابا و مامانی بتونن یه جایی رو که سرپناه و محل زندگی ما بچه ها برای 6 تا 7 سال آینده می شه انتخاب کنن. بهشون حق میدم تصمیم سختیه!

مامان و بابایی منم بعد از دو هفته به قول خودشون هزار جفت کفش آهنی پاره کردن بالاخره با وسواس زیاد این دنیای رنگین رو به من هدیه دادن، مدیر مهد خاله بنفشه است و مربی من خاله مرجان، توی کلاس ما به جز من 6 تا کوچولوی دیگه هم هستن که بعد از کوروش جون که 14 ماه داره و الان ارشد کلاسه بقیه شون همه از من کوچکترن، سامیار کوچولو هم که  چهار ماه و نیم داره کوچکترین همکلاسی منه !

توی این چند روزی که رفتم مهد، اولش یه کم پذیرش شرایط جدید برام سخت بود و هر چقدر خاله مرجان تلاش می کرد با من بازی کنه و یه جورایی به من کمک کنه تا با این فضای جدید زودتر ارتباط برقرار کنم، منم کله شق تر این حرفا  بودم و بهنونه مامان و بابا رو می گرفتم. چهارشنبه هم حسابی سرما خوردم و بابایی منو برد دکتر ولی خوب خدارو شکر که امروز حالم خوبه و صبح دیگه بهونه گیری نکردم.

داشت یادم می رفت ما توی کلاسمون دو تا مربی مهربون داریم یکی شون که گفتم خاله مرجانه اون یکی هم خاله الهه، خاله الهه خیلی با من بازی می کنه و وقتایی که من بهونه گیری می کنم منو می بره حیاط تا با بچه های دیگه بازی کنم.

اینجا خیلی محیط شادیه و یه عالمه بچه قد و نیم قد دور و برمون هست واسه همینم تصمیم گرفتم خاطرات مهد رو  لااقل هفته ای یه بار به بابایی بگم توی وبلاگم بنویسه. پنج شنبه هم که روز جهانی کودک بود بابایی توی مهد از من یه عالمه عکس گرفت که چندتایی شون رو توی لینک تصاویر مهد آرتین گذاشتم. یه لحظه صبر کنید ... لطفا قبل از اینکه برید سراغ اون عکسا و منو فراموش کنید نظراتتون رو برام بنویسید. البته در مورد عکس های جدیدم هم یادتون نره که برام جداگانه کامنت بذارید !

/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

آرتین جون هد رفتنت مبارک . چقدر مهدت قشنگه . یه خورده بیشتر در مورد احساست در مورد مهد رفتنت و احساس مامان و بابات برای من بنویس چقدر خودت خوشگلی . چه لپهایی داری [قلب]شاید منم همین روزها به مهد برم[نگران]اصلاٌ آدرس مهدت کجاست ؟شاید تونستیم باهم همکلاسی بشیم .

خاله راحلـــــــه

چه مامان و باباي خوبي داري آرتين جونم!!!!!!!! مخصوصاٌ مامان گلي!!!!! چه مهد قشنگي موباجب خودت باش گوگولي مگولي!!!![ماچ] راستي اين آهنگ آرتين كه براي مريم خونده رو شنيدي؟![گل] كاش بذاريش تو وبلاگت آرتين جونم

افسانه

آرتین گلم خوبی عزیزم مهدت مثل خودت خوشگله.عمه حون مراقب خودت باش .دلم برات یه ذره شده دوست دارم

افسانه

سلام سلام گل پسر تولدت مبارک چه زود گذشت انگار همین دیشب بود می خواستی بیای به این دنیای ما.انشاا... که صد ساله بشی گل پسر .عمه می بوست از راه دور و برات آرزوی سلامتی می کنم

مارال مامان پارسا

تولد تولد تولدت مباااااااااااااااااااااااااااااااااارک [ماچ][قلب][گل] ای مامان بابای تنبل حداقل روز تولد پسری وبلاگش رو آپ کنید [متفکر]

خاله هدی

آرتین خاله تولـــــــــــــدت مبـــــــــــــارک . امیدوارم همیشه در کنار مادر و پد مهربونت شاد و سلامت باشی . می بوسمت خاله هدی

عمه فرزانه

تولد تولد تولدت مبارك بيا شمع هارو فوت كن تا صد سال زنده باشي تولد تولد تولدت مبارك،مبارك مبارك تولدت مبارك "شله شله..دستا شله..خانوما،اقايون، صدا نمياد!،شله ..شله.تولد تولد تولدت مبارك... "

عمه فرزانه

تولد تولد تولدت مبارك، بياشمع هارو فوت كن تاصد سال زنده باشي تولد تولد تولدت مبارك،مبارك مبارك تولدت مبارك "شله ،شله..دستا شله..خانوما اقايون صدا نمياد،شله دستاشله.. تولد تولد تولدت مبارك،مبارك..."

عمه فرزانه

تولد تولد تولدت مبارك، بياشمع هارو فوت كن تاصد سال زنده باشي تولد تولد تولدت مبارك،مبارك مبارك تولدت مبارك "شله ،شله..دستا شله..خانوما اقايون صدا نمياد،شله دستاشله.. تولد تولد تولدت مبارك،مبارك..."

zahra

سلام خوش قيافه خوبي عشقم خيلي با نمكييييييي